محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

تنبيه الغافلين 65

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

كهنه دلقى را مرّقع ساخته * گيسوان را بر قفا انداخته رشته و سنگ قناعت بر كمر * اى پسر غول بيابان را نگر شكل شيطانست اى يحيى ببين * الحذر از مكر شيطان لعين جمله تزوير است ودام ابلهان * تاخرى افتد بدامش ناگهان نيست غير از حبّ دنيا در دلش * حل نسازد غير درهم مشكلش شربت دينار دردش را دواست * مذهبش‌مالست ومعبودش هواست نام درويش است ودَوْرِيش « 1 » از طعام * پر شود از ديگ ظالم صبح وشام دم زند از كشف ونبود جز هوس * كشف عورت مىكند امّا ز پس قانع است امّا به‌مردان پس بدان * زين سبب باشد مريد امردان

--> ( 1 ) - / بشقاب